پسرم ...دخترم ..........خدا ان روز که دنیا را نهاده // به هرکس هرچه لایق بوده داده //به بلبل ناله ی مستانه داده //به طاووس جعبه شاهانه داده// به جغد هم در خرابه لانه داده //به شیر هم قدرت مردانه داده //به ما هم نازنینی چون شماداد . دوستتون داریم .
وقتی صدای سرفه هایت را میشنوم دلم به درد میاد .چهار روزه که تب داری وسرفهاپ ها این مهمان ناخوانده نمیذارن راحت بخوابی .شنیدن صدای نفسهاتکه گرم وسوزان میباشد چه زیباست .حتی امشب نیز مثل شبهای قبل خواب از ما رویگردان شده تو از سرفه های مزاحم ومن از دلواپسی تو .خدایا چه میکشیدند مدران کودکان تشنه در کربلا .فدای دلاشون بشم که پر پر شدنشونو میدیدند .خدایا به لب تشنه ی حضرت علی اصغر قسمت میدم دخترم زودتر از این ویروس سرما خوردگی که داره عذابش میده نجات بده .کودکم را به تو میسپارم ای مهربان .
دختر گلم ..........وقتی بهت نگاه میکنم باورم نمیشه که واسه خودت خانومی شدی .اخه هنوز واسه من اون نوزاد کوچلویی هستی که برای اولین بار تو اتاق عمل دیدمت .قشنگ من داری بزرگ میشه والان هم سه سالت پر شده واین روزها حرفهای جالبی میگی که اصلا بهت نمیاد داداشیو خیلی اذیت میکنی و مپل تام وجری بهم میپرید .البته بیشتر شما مقصرید .دوستتون دارم گلهای من .
کاهی اوقات زندگی بازی سختی رو شروع میکنه که ما انسانها ناخواسته گرفتارش میشیم .چند روز پیش گرفتار یکی از اینبازیها شدم و داشتم به اوج افسردگی میرسیدم .خیلی سخته که نمیتونی از کسی کمکی بگیری یا حرف دلتو به کسی بگی .تمام زندگی شاد و عاشقانه امو تحت تاثیر قرار داد .ولی خوشبختانه با کمک عشقم تونستم تا حدودی اونو فراموش کنم واز خدا میخوام که کمکم کنه تا دیگه تکرار نشه .
دیشب تولدم بود ومن نمیدانم یکروز به عمرم اضافه شد یا یک روز از عمرم کم شد. شب خوب وبه یاد ماندنی بود وبیشتر خوشحال از این بودم که لحظه ی شادی در کنار عزیز م و گلهای زندگی ام داشتم .امیدوارم سالهای سال در کنار هم شاد زندگی کنیم .
این روزها خیلی خسته ام .حوصله هیچ کاری رو ندارم دوست دارم تنها باشم روزها برام تکراری و عادت شده .حتی حوصله سر زدن به وبلاگ رو هم ندارم . نمیدونم جگار کنم تا روحیه ام عوض بشه .کاش میتونستم از همه چیز دل بکنم و برم جایی که ...